دور و برم را نگاه ميکنم خاليِ خالي است، هيچ کس نيست، تنهايِ تنها...
سخت است، تنهايي را ميگويم، جدا شدن از دوستان تازه از دوستاني که چندين روز با آنها بوديم و ميخنديديم و شوخي ميکردم و شعر ميخوانديم و گريه ميکرديم و سينه ميزديم، خلاصه سخت است.
به ياد قبل از اردو ميافتم هر وقت که دفتر ميآمدي بچهها اينجا بودند هر کسي به کاري مشغول بود فرهنگي، اجرايي، اطلاع رساني خلاصه همه مشغول بودند و اينجا شلوغ بود حسابي شلوغ.
حرف ميزديم، برنامه ربزي ميکرديم، نظر ميداديم بحث ميکرديم.
اما حالا تنهاي تنهايم هيچ کس نيست.
وقتي به اردو فکر ميکنم ب بچههاي اردو به صميميتي که سريع بين بچهها پيدا شد، به اينکه همه همديگر را پذيرفتند و با هم دوست شدند و ... غبطه ميخورم.
روي خط اردو که يادتان هست همان اس ام اس بلاگ خودمان.
تصميم گرفتم به يک وبلاگ گروهي تبديلش کنيم براي ثبت لحظات خوب و شيرين اردو.
دوستاني که تمايل داردند لحظاتشان را در اين وبلاگ ثبت کنند به من ايميل (
mahdybahrami@gmail.com) بزنن تا آنها هم يکي از نويسندهگان روي خط اردو باشند.
ان شالله به زودي فتو بلاگ اردو هم افتتاح خواهد شد و عکسهاي ديدني خود را ميتوانيد آنجا مشاهده کنيد.!!!

نوشته شده توسط
مهدی بهرامی در پنجشنبه 1/1/1387 و ساعت 11:5 صبح
نظرات ديگران()